أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
425
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
است : « جبرئيل و ميكائيل اسمان أعجميان عرّبا و قيل جبر في اللغة السريانية هو العبد و إيل هو اللّه و ميك هو عبيد فمعنى جبريل عبد اللّه و معنى ميكائيل عبيد اللّه و قال أبو على الفارسي هذا لا يستقيم . . . . » ( مجمع البيان ، ج 1 ، ص 324 و 325 ) . و همو نگاشته : « قال أبو على روينا عن أبى الحسن أنّه قال في جبريل ست لغات جبرائيل و جبرائل و جبرئل و جبرال و جبرئيل و جبريل فمن قال جبريل كان على لفظ قنديل و برطيل و من قال جبرئيل كان على وزن عندليب و . . . » ( همان كتاب ، همان دفتر ، ص 324 ) . خوانندهء دانشپژوه را مىشايد تا بنگرد به : تفسير شيخ ابو الفتوح رازى - رضي اللّه عنه - ، از انتشارات كتابخانهء آية اللّه العظمى مرعشى نجفى - قدّس سرّه - ، ج 1 ، ص 163 ؛ الكشّاف ، ج 1 ، ص 167 . براى آگاهى بيشتر در بارهء حضرت جبرئيل - عليه السّلام - ، نگر : قرآنپژوهى ، صص 565 - 569 ( 332 ) 12 / 21 و 22 « من چون تو بندهام » ، « برفت » . از درستى قرائت دو واژهء « چون » و « برفت » اطمينان ندارم . به ويژه اين كه جايگاه « برفت » بسيار آسيب ديده و ناروشن است ؛ ما به تناسب معنائى ، « برفت » ضبط كرديم . شايد « بر رفت » يا « برپريد » يا . . . باشد ؛ كه جز « ب » چيز ديگرى قابل تشخيص نيست . در نظير اين موضع در تفسير گرامى مجمع البيان ، واژهء « ارتفع » به كار رفته است ( ج 1 ، ص 419 ) . ( 333 ) 12 / 24 « رو در آسمان . . . » . شايد پس از « آسمان » ، در دستنوشت ، لفظ « كردن » باشد يا چيزى كه با « كرد » يا « گرد » آغاز شوذ ؛ يقين ندارم . ( 334 ) 12 / 24 « اى محمّد ! » ( عليه و على آله آلاف التّحيّة و الثّناء ) . در جايگاه لفظ « اى » در دستنوشت برايم چيزى پيدا نيست . به تناسب معنا - گمانمندانه - « اى » ضبط كردم . ضمنا ميان اين عبارت و « صرف كرديم » ، در دستنوشت اصلى كتابت شده : « در آسمان » و خط زده شده است . ( 335 ) 12 / 25 « بقبلهء كى » . اين عبارت در دستنوشت روشن نيست و به حدس و سنجش معنائى چنين ضبط كرديم . ( 336 ) 12 / 26 و 13 / 1 « روى » ، « بمعنى » . در دستنوشت كاملا پيدا نيست . به صحّت قرائت ، يقين ندارم . ( 337 ) 13 / 2 « سهل و جبل » . جبل را در دستنوشت « جيل » هم مىتوان خواند . « سهل » : زمين نرم و هموار . ج : سهول . ( فرهنگ فارسى ، معين ) در قانون ادب آمده ( ج 3 ، ص 1436 ) : « السّهل : زمين نرم » . در بيت « هزار باديه سهل است با وجود تو رفتن » كه سعدى فرموده است بعيد نيست به اين معنا هم در